...

صدای ساکسیفون و ویالون از رستورانی که رفته بودن بیرون میومد
ماه عسلشون بود
جئون خیلی مرد به فکری بود که همسرش رو به این جا برده بود
و ماری هم خیلی خانم خوشبختی بود که شوهری مثل جئون داشت
نوامبر سال ۱۹۷۲ بود و برای ماه عسل به لندن رفته بودن و حالا سر میز رستوران نشسته بودن
رستوران شیک با تم کلاسیک بود که خیلی به دل می نشست
سقف گچ بری شده بود و با رنگ طلایی و شیری رنگ تزئین شده بود
ماری دامن سفیدش رو صاف کرد و به چشم های مشکی مرد خیره شد
غذا هارو جلوشون گزاشتن
شروع کردن به خوردن غذا
بین غذا باهم حرف میزدن و راجب ماه عسلشون نظر میدادن
ظاهرا به دل هر دوتاشون این مسافرت بد جوری نشسته بود
وقتی بعد از تموم کردن غذا از سر میز بلند شدن و حساب کردن و سمت ماشین شورلت کامارو ۱۹۶۸ شون رفتن
چند قدم مونده به ماشین، ماری سرش گیج رفت و تعادلش رو از دست داد
جونگکوک سرعت عمل به خرج داد و دستش رو دور کمرش حلقه کرد و مانع افتادنش شد و دوباره ماری رو روی پاهاش خودش برگردوند
-ماری؟ ماری نفسم؟؟؟ حالت خوبه؟ چیشد؟
ولی جوابش رو وقتی که ماری روش رو برگردوند و یه گوشه خون بالا آورد گرفت
با سرعت سمتش رفت و صورت معشوقه ش رو یه سمت خودش برگردوند
-ماری؟؟؟ میشنوی؟... بیا بریم بیمارستان
-ن.. نه جونگکوک..
-یعنی چی "نه"؟؟؟؟ همین الان خون بالا آوردی ماری! این عادی نیست نفس! سوار شو بریم وگر-
ماری بوسه ای با لب های خونین ش روی لب های جئون گزاشت و در حین بوسیدن شور و شوق زندگی توی چشم های ماری، رنگ باخت...
دوست دختر سابق جئون اونقدری دیوونه و پولدار بود که میتونست با رشوه دادن همچین کاری با ماری بکنه و همه ام دهنشون رو بسته نگه دارن.!
دیدگاه ها (۵)

...

...

neme:راز پشت دیوارp:6......اومد داخل اتاق و بهم گفت _منو به ...

𝑬𝒙 𝒅𝒆𝒂𝒓𝑷𝟖𝑱𝒆𝒐𝒏 𝒌𝒂𝒚𝒍𝒊@lady_jeon_jkفیلم رو به جنی نشون داد و گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط